
در حال بارگذاری...
توجه داشته باشید بیشتر کتابهای موجود دستدوم و در وضعیت قابل استفاده هستند، لطفاً در خرید خود دقت فرمایید. با مراجعه به دستهبندیها میتوانید از موضوعات مختلف فروشگاه دیدن کنید. کتابفروشی امید با بیش از سی سال تجربه مفتخر است نایابترین و فاخرترین کتابهای این سرزمین را به شما علاقهمندان ارائه کند.

در حال بارگذاری...

چون شب دیگر فرا رسید « پرابهاواتی » در اندیشه بیرون رفتن افتاد ومعشوقی یافتن .
طوطی گفت : « اگر میل تفرج داری ، برو. اما به شرط آن که زیرکی وهوشمندی « یاسوده وی » را داشته باشی و بتوانی خود را از هر خطر برهانی .»
پرابهاواتی پرسید : « چه گونه بود داستان یاسوده وی ؟»
طوطی گفت : « اگر داستان را برای تو بگویم و تو را در خانه بدارم ، شاید قصد من کنی و گردنم را بزنی .»
...امیر شب دیگر را نیز به بیخوابی گذراند و هرچه کرده معنای گفتهء دختر را در نیافت ناچار روز دیگر بدنبال دختر فرستاد گفت:باید بیدرنگ معنای آنچه را که گفتهای بازگویی.دختر در جواب گفت:نباید خدایان را با التماسهای خویش بعذاب بیاوری زیرا که ای امیر برایت پشیمانی ببار خواهد آورد.همچنانکه برای آن رهما که عاشق«ستاگیکه Sthagika شده بود پشیمانی ببار آورد
و آن داستان چنین بود که شهری بود از شهرها و امیری داشت بنام«ویرابهیمه Virabhya و در آن شهر برهمایی بود بنام«کشاوه Keshava ،این برهما روزی بفکر افتاد که من چرا نباید بثروت پدری خویش بیفزایم؟زیرا که گفتهاند: جاه و جلالی که تو خود و بکوششهای خویش بدستآوری حقیقیتر است و از آنچه از پدر بتو رسیده بهتر.