
کتاب دستدوم | حماسه گیلگمش
«گیلگمش»، کهنترین حماسهی مکتوب بشر، داستان انسانِ همواره سزاوار شکست است؛ پهلوانی نیمهخدایی که در جستوجوی راز جاودانگی، از مرگ میگریزد و در پایان با دستِ خالی بازمیگردد. این روایت، برآمده از خاک میانرودان، نخستین بازتابِ اندوهِ بشریست در برابر فنا. ترجمهی اسماعیلپور از روایت دِنا رِزِنبرگ، تجربهای زنده از آغازِ ادبیات جهان را پیش چشم میگذارد؛ جایی که انسان درمییابد تنها نامش میماند، نه جانش.
و اینهم اون سهخطیِ فلسفی–اسطورهای–آرام برای پست اینستاگرام «امید»:
گیاه جاودانگی را یافت، امّا در خواب از دست داد.
هرچه از مرگ گریخت، بیشتر زنده شد.
انسان، آغازِ حماسهای است که پایانش را خود نمیداند. 🌧️