
تاب دستدوم «اما ابرها» اثر ساموئل بکت
این اثر از ساموئل بکت، که احتمالاً مجموعهای از متون کوتاه، نمایشنامههای تک پردهای یا قطعات نثر موزون است، در ادامهی سیر فکری نویسنده در دهههای پایانی حیاتش قرار میگیرد. اگرچه «دست آخر» (Endgame) بر ناتوانی در عمل و انتظار تمرکز داشت، «…اما ابرها» بیشتر بر ناتوانی در بیان و فروپاشی ارتباطات زبانی متمرکز است.
بکت در این دوره از آثارش، بیش از پیش به تقلیل و مینیمالیسم گرایش پیدا میکند. متنها اغلب کوتاهتر، منقطعتر و دارای مکثهای طولانیتر هستند. تمرکز اصلی بر خودِ زبان و مرزهای آن است؛ تلاشی بیپایان برای گفتن چیزی که ذاتاً ناگفتنی است. شخصیتها در این متون، به سختی میتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و حتی صحبت کردن با خود نیز تبدیل به یک مبارزهی فرسایشی میشود.
تصویر جلد (شخصیتی پوشیده در ردایی سفید و کلاهدار در فضایی تاریک) بهخوبی حس غیاب، سرگردانی و فرسودگی را منتقل میکند؛ گویی اینها آخرین تلاشهای یک روح برای برقراری ارتباط پیش از محو شدن کامل در مه فراموشی است. «…اما ابرها» یک متن ادبی/فلسفی محض است که خواننده را به تأمل و تفسیر عمیق دعوت میکند.
این کتاب برای کسانی که به عمق فلسفه و زیباییشناسی پوچی در ادبیات علاقهمندند، بسیار ارزشمند است. ترجمهی مهدی نوید نیز در انتقال فضای سرد و دقیق بکت نقشی کلیدی دارد.