
در حال بارگذاری...
توجه داشته باشید بیشتر کتابهای موجود دستدوم و در وضعیت قابل استفاده هستند، لطفاً در خرید خود دقت فرمایید. با مراجعه به دستهبندیها میتوانید از موضوعات مختلف فروشگاه دیدن کنید. کتابفروشی امید با بیش از سی سال تجربه مفتخر است نایابترین و فاخرترین کتابهای این سرزمین را به شما علاقهمندان ارائه کند.

در حال بارگذاری...

نویسنده: عبدالغفور روان فرهادی
ناشر: اساطیر
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 84
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1372 - دوره چاپ: 1
عشق چیست؟
سخن گفتن از عشق در «مثنوی معنوی» جلالالدین محمد بلخی ، آن ستاره درخشان آسمان عرفان و آن یگانه دوران، کاری به غایت دشوار است، زیرا عشق از دیدگاه مولوی بحری است بس ژرف و عمیق که کس به ژرفای آن نتوان رسید و سیاحان این بحر برای فرا چنگ آوردن در و مروارید آن چه بسا در آن غرقه گشتهاند و آب دریا غریقان این بحر را در ساحل افکنده است. اما مولوی غواصی است، هر که با پاچیله معرفت در اعماق ژرف این دریا رفته و گوهرها را به سلک نظم کشیده است. عشق از سویی خلاف عقل است، زیرا آثار عقل در همه جا پیداست، در حالی که در نهانخانه عالم پنهان است و در واقع عشق پنهانترین پنهانهاست.
از نشانههای عشق تحیر است و در مقامات عرفانی وادی حیرت از مقامات سلوک و شرط لازم برای وصول به مرتبه فناست. در نتیجه، مولانا از عشق به دریای عدم تعبیر میکند. عدم در اینجا رمز نیستی و فناست. عشق انسان را از هر هستی مجازی برکنده و او را در هستی حقیقی فانی میسازد. عشق حتی برتر از بند بندگی و خداوندی است.
به نظر مولانا، عشق از اوصاف خداوند بینیاز است و بنابراین، عاشق و معشوق حقیقی هموست و اطلاق عشق بر ذات حق اطلاق حقیقی و بر غیر حق اطلاق مجازی است. این به جهت آن است که اوصاف کمالیه وجود اولاً و بالذات به حضرت حق و ثانیاً و بالعرض به موجودات عالم تعلق دارد. بنابراین، حسن مطلق از آن خداوند است و زیبایی موجودات عالم را به «حسن زر اندود» مانند میکند. عشق خداوندی به مانند نور محض است که از هرگونه عیب و نقصی مبراست. عشق مخلوق به مانند آتشی است که ظاهر آن آتش و باطن آن دود است و اگر نور آتش بمیرد، سیاهی دود پیدا میشود.
بیماری عشق نیز غیر از همه بیماریهاست و طبیب صوری راهی به درمان آن ندارد. عشق امری ربانی و الهی و رمز خورشید کمال حق است. مولانا عشق را «اصطرلاب اسرار خدا» میخواند. غایت و نهایت عشق وصول به حضرت حق است، گو اینکه عشق به تعبیر مولانا عشق «این سری» یا عشق مجازی باشد.
عشق از دید مولانا چون صفت حق است نامتناهی و بنابراین، مانند دیگر اوصاف حق در قالب الفاظ و کلمات نمیگنجد و هر چند انسان بخواهد با کمک الفاظ و روشنگری زبان آن را تفسیر کند بر ابهام آن میافزاید و «عشق بیزبان» خود گویاتر و روشنتر است. خاصه، عقل از تبیین عشق عاجز است و به خری ماند که در وصف آن در مرحلهی الفاظ و حروف گرفتار میشود.بهترین راه برای شناختن عشق خود عشق است.