
کتاب دست دوم رساله در مناقب خداوندگار
کتاب « رساله در مناقب خداوندگار» نوشته « فریدون احمد سپهسالار » توسط انتشارات کارنامه منتشر شده است.
رساله سپهسالار کهن ترین و مهم ترین سند مثنوی ای است که تاکنون درباره زندگی مولانا جلال الدین به دست آمده است. این کتاب را فریدون بن احمد معروف به سپهسالار که مدت چهل سال مرید مولانا بوده، به رشته تحریر درآورده است. به اندک فاصله پس از درگذشت مولانا جلال الدین رومی سه کتاب درباره ی او نوشته شده است: کتاب اول از بهاءالدین سلطان ولد، فرزند مولانا، کتاب دوم از فریدون بن احمد سپهسالار و کتاب سوم از شمس الدین احمد افلاکی ست. «رساله در مناقب خداوندگار» یا رساله ی سپهسالار از جمله کتاب هایی ست که در منقبت مولانا و به تقریب، هم عصر با او نگاشته شده است. مولف این اثر فریدون بن احمد سپهسالار از نزدیکان مولاناست. این رساله نام مشخصی ندارد. این شیوه را نخست از مولانا داریم که نام مشخصی برای شش دفتر مثنوی خود قائل نشد، سلطان ولد نیز بر آن سیاق رفت. از هر سه مثنوی سلطان ولد، که بعدها ابتدانامه، رباب نامه و انتهانامه نام گرفتند. در زمان خود او صرفا به عنوان «مثنوی ولدی» یاد می شد تا با مثنوی مولانا اشتباه نشود. رساله ی سپهسالار بر یک دیباچه و سه قسم طرح ریزی شده است.
درباره فریدون احمد سپهسالار

مجدالدين فريدون بن احمد سپهسالار، به علت شغل سپاهىگرى كه در عهد سلجوقيان داشت، به سپهسالار معروف شده است. او از اصحاب و پيروان مولاناست و به تصريح خودش چهل سال شب و روز در طبقه مريدان او بوده است. به نظر مرحوم نفيسى وى در 632ق كه چهل سال پيش از مرگ مولانا باشد، به خدمت او رسيد و چون به دلايل مسلّم پيداست كه اين كتاب را در ميان سالهاى 719 و 729ق تأليف كرده، اگر پنداريم در زمانى كه جزو اصحاب مولانا شده بيست سال از عمر او گذشته است، مىبايست در حدود612 ولادت يافته باشد و اگر هم پس از 719 ديگر نزيسته باشد، مىبايست صد و هفت سال عمر كرده باشد و اگر هم ولادت او را ده سال پس از آن؛ يعنى در 622ق بگيريم و اين امر محال را باور كنيم كه در ده سالگى جزو اصحاب مولانا شده باز مىبايست، 97 سال زيسته باشد و اين مطالب همه دشوار است. پس ناچار بايد گفت يا مولّف چهل سال جزو اصحاب مولانا نبوده و در حساب خود اشتباه يا مبالغه كرده است و يا اينكه آنچه در پايان كتاب درباره اولاد بهاءالدين سلطان ولد آمده است و تاريخ تأليف اين رساله را پس از 719ق قرار مىدهد، از مولّف نيست و بعدها بر آن الحاق كردهاند و وى پيش از 719 درگذشته است.