

کتاب دست دوم زندگی و اندیشه حکیم ابونصر فارابی اثر نصرالله حکمت
هر قسط با تربپی:
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
کتاب «زندگی و اندیشه حکیم ابونصر فارابی» نوشته نصرالله حکمت، تلاشی است برای بازخوانی دوباره جایگاه فارابی در تاریخ تفکر اسلامی، آن هم نه با تکیه بر روایتهای مستشرقان بلکه بر مبنای ظرفیت درونی سنت فلسفی ایرانزمین. محور اصلی کتاب این است که فهم هویت فکری ایران اسلامی بدون شناخت سه رکن ایران باستان، پذیرش اسلام و تکوین فلسفه اسلامی ممکن نیست و بسیاری از برداشتهای رایج از این هویت محصول خوانش غربیهاست که نقش خلاقیت فکری مسلمانان را نادیده گرفتهاند. حکمت در این اثر با طرح این ادعا که فلسفه اسلامی نه دنبالهرو کامل یونان بلکه تلاشی مستقل برای بازسازی عقلانیت متناسب با جهانبینی اسلامی بوده، میکوشد فارابی را نقطه آغاز این استقلال بداند. او توضیح میدهد که فارابی صرفاً شارح فلسفه یونان نیست؛ بلکه در مرحله نخست با نظریه «وحدت حقیقت و وحدت فلسفه» روشی برای نقد و بازسازی عقلانیت فلسفی بنا میکند و نشان میدهد که حقیقت واحد است، اما زبانها و نحلههای فلسفی متکثرند. این اندیشه، به تعبیر نویسنده، اولین گام برای تبدیل فلسفه به روشی انتقادی و سازنده در جهان اسلام است. در مرحله دوم، فارابی از عقلانیت فلسفی عبور میکند و با طرح «فلسفه خیال» و نسبت خیال و نبوت، قلمرو جدیدی را در تفکر میگشاید که محصول آن گذار از عقل استدلالی به عقل شهودی و عرفانی است؛ گذار مهمی که ابنسینا، سهروردی و سپس ابنعربی ادامه میدهند و در سنت حکمت اشراقی و عرفانی به اوج میرسد. نصرالله حکمت تلاش میکند نشان دهد که این حرکت فارابی نه تقلید از نوافلاطونیان، بلکه پاسخی درونی به نیازهای معرفتی و دینی جهان اسلام بوده و نشانهای است از خلاقیت اندیشهای مسلمانان. بخش مهمی از کتاب به زندگی فارابی اختصاص دارد؛ سفرهای او، نقش استادانش، محیطهای علمی بغداد و حران، و تلاشهایش برای فهم عمیق فلسفه یونان. نویسنده بهجای بازگویی افسانهها، تصویری انسانی از فارابی ارائه میکند؛ فیلسوفی که در فقر زیست، در سکوت کار کرد و در پایداری ذهنی به مرتبهای رسید که در تمدن اسلامی «معلم ثانی» لقب گرفت. حکمت همچنین ساختار اخلاقی و روحی فارابی را بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه آرامش، انقطاع، دقت و خویشتنداری او زمینهساز نظام فکریاش بوده است. در میان بخشهای کتاب، تحلیل نویسنده از رابطه «دین و فلسفه» در اندیشه فارابی یکی از مهمترینهاست؛ او نشان میدهد که فارابی دین را نه در برابر فلسفه، بلکه زبان رمزی حقیقت میدانست و معتقد بود پیامبر و فیلسوف به یک حقیقت واحد نظر دارند، هرچند ابزار بیان آنان متفاوت است. این نگاه وحدتگرایانه بود که بعدها در حکمت مشاء، اشراق و عرفان نظری مسیرهای تازهای گشود. کتاب در پایان آثار و نوشتههای فارابی را معرفی میکند و جایگاه او را در میان حکمای مسلمان توضیح میدهد؛ جایگاهی که به باور نصرالله حکمت، برخلاف ادعای غربیان، نه وامدار یونانیان بلکه برآمده از ظرفیتهای فکری و فرهنگی جهان اسلام است. نسخه گالینگور رقعی این کتاب برای خوانندهای که میخواهد با زیست فکری و معنوی یکی از ستونهای فلسفه اسلامی آشنا شود، دریچهای دقیق، روشمند و عمیق به اندیشههای فارابی فراهم میآورد.